|
peyman
مدیر سایت

 وضعيت: آفلاين 24 تير ماه ، 1386 تعداد ارسالها: 81 امتياز: 6684 تشکر کرده: 0 تشکر شده 1 بار در 1 پست
محل سكونت: تبریز
|
ارسال شده در: پنجشنبه، 16 خرداد ماه ، 1387 12:59:52 موضوع مطلب: وصيتنامه ي كوروش بزرگ |
|
|
پس از مرگ بدنم را موميای نكنيدو در طلا و زيور آلات و يا امثال آن نپوشانيد.زودتر آنرا در آغوش خاك پاك ايران قرار دهيد تاذره ذره های بدنم خاك ايران را تشكيل دهد.چه افتخاری برای انسان بالاتراز اينكه بدنش در خاكی مثل ايران دفن شود.از همه پارسيان و هم پيمانان بخواهيد تا بر آرامگاه من حاضر گردندو مرا از اينكه ديگر از هيچگونه بدی رنج نخواهم برد شادباش گويند.به واپسين پند من گوش فرا داريد.اگر میخواهيد دشمنان خود را تنبيه كنيد، به دوستان خود نيكی كنيدفرزندان من،دوستان منمن اكنون به پايان زندگی نزديك گشتهاممن آن را با نشانههای آشكار دريافتهاموقتی درگذشتم مرا خوشبخت بپنداريد و كام من اين است كه اين احساسدر کردار و رفتار شما نمايانگر باشد،زيرا من به هنگام كودكی ، جوانی و پيری بختيار بودهام،هميشه نيروی من افزون گشته است آن چنان كه هم امروز نيز احساس نمیكنم كه از هنگام جوانی ناتوانترم.من دوستان را به خاطر نيكويیهای خود خوشبختو دشمنانم را فرمانبردار خويش ديدهام.زادگاه من بخش كوچكی از آسيا بود.من آنرا اكنون سربلند و بلندپايه باز میگذارم.اما از آنجا كه از شكست در هراس بودم ،خود را از خودپسندی و غرور بر حذر داشتم.حتی در پيروزی های بزرگ خود ، پا از اعتدال بيرون ننهادم.در اين هنگام كه به سرای ديگر میگذرم،شما و ميهنم را خوشبخت میبينم.و از اين رو میخواهم كه آيندگان مرا مردی خوشبخت بدانند.مرگ چيزی است شبيه به خواب.در مرگ است كه روح انسان به ابديت می پيوندد و چون از قيد و علايق آزاد می گردد به آتيه تسلط پيدا می كند و هميشه ناظر اعمال ما خواهد بودپس اگر چنين بود كه من انديشيدم،به آنچه كه گفتم عمل كنيد و بدانيد كه من هميشه ناظر شما خواهم بود ،اما اگر اين چنين نبود،آنگاه ازخدای بزرگ بترسيد كه در بقای او هيچ ترديدی نيستو پيوسته شاهد و ناظر اعمال ماست.بايد آشكارا جانشين خود را اعلام كنم تا پس از من پريشانی و نابسامانی روی ندهد.من شما هر دو فرزندانم را يكسان دوست میدارم ولی فرزند بزرگترم كهآزموده تر است كشور را سامان خواهد دادفرزندانم! من شما را از كودكی چنان پروردهام كه پيران را آزرم داريدو كوشش كنيد تا جوانتران از شما آزرم بدارند.تو كمبوجيه، مپندار كه عصای زرين پادشاهی،تخت و تاجت را نگاه خواهد داشت.دوستان يک رنگ برای پادشاه عصای مطمئنتری هستند.همواره حامی كيش يزدان پرستی باش،اما هيچ قومی را مجبور نكنكه از كيش تو پيروی نمايد و پيوسته و هميشه به خاطر داشته باش كههر كسی بايد آزاد باشد تا از هر كيشی كه ميل دارد پيروی كند.هر كس بايد برای خويشتن دوستان يك دل فراهم آوردو اين دوستان را جز به نيكوكاری به دست نتوان آورد.از كژی و ناروايی بترسيداگر اعمال شما پاك و منطبق بر عدالت بود قدرت شما رونق خواهد يافت ،ولی اگر ظلم و ستم روا داريد و در اجرای عدالت تسامح ورزيد ،ديری نمی انجامد كه ارزش شما در نظر ديگران از بين خواهد رفتو خوار و ذليل و زبون خواهيد شدمن عمر خود را در ياری به مردم سپری كردم.نيكی به ديگران در من خوشدلی و آسايش فراهم می ساختو از همه شادی های عالم برايم لذت بخش تر بود.به نام خدا و نياکان درگذشتهی ما،ای فرزندان اگر می خواهيد مرا شاد كنيد نسبت به يكديگر آزرم بداريد.پيكر بیجان مرا هنگامی كه ديگر در اين گيتی نيستم در ميان سيم و زر مگذاريد و هر چه زودتر آن را به خاك باز دهيد.چه بهتر از اين كه انسان به خاك كه اينهمه چيزهای نغز و زيبا میپرورد آميخته گرددمن همواره مردم را دوست داشتهامو اكنون نيز شادمان خواهم بود كه با خاكی كه به مردمان نعمت میبخشد آميخته گردم.هماكنون درمی يابم که جان از پيكرم میگسلد.اگر از ميان شما كسی میخواهد دست مرا بگيرد يا به چشمانم بنگرد،تا هنوز جان دارم نزديك شودو هنگامی كه روی خود را پوشاندم،از شما خواستارم كه پيكرم را كسی نبيند،حتی شما فرزندانمپس از مرگ بدنم را موميای نكنيدو در طلا و زيور آلات و يا امثال آن نپوشانيد.زودتر آنرا در آغوش خاك پاك ايران قرار دهيد تاذره ذره های بدنم خاك ايران را تشكيل دهد.چه افتخاری برای انسان بالاتراز اينكه بدنش در خاكی مثل ايران دفن شود.از همه پارسيان و هم پيمانان بخواهيد تا بر آرامگاه من حاضر گردندو مرا از اينكه ديگر از هيچگونه بدی رنج نخواهم برد شادباش گويند.به واپسين پند من گوش فرا داريد. _________________
|
|