پرتال آموزش پارسی زبانان - تولد امام محمد باقر مبارك!


تولد امام محمد باقر مبارك! تاریخ : پنجشنبه، 13 تير ماه ، 1387
موضوع : اطلاعيه هاي سايت


حضرت امام محمد بـاقر عليه السلام، پنجمين پيشواى شيعيان جهان، سال پنجاه و هفت هجرى در شهر مدينه چشم به جهان گشود. او اولين فرزندى بود که از پدر و مادر فاطمى، علوى و هاشمى متولد مى‌شد زيرا پدرش على بن الحسين (عليه السلام) و مادرش فاطمه دختر امام حسن مجتبى (عليه السلام) بود و به همين جهت او را «هاشمى من هاشميين» و «فاطمى من فاطميين» و «علوى من علويين» مى خواندند.....

     

توصیف کامل ایشان در ادامه مطلب...



 

فـاطـمـه بـا کنيه «ام عبدالله» دختر امام حسن مجتبى (عليه السلام) بود. امام حسين (عليه السلام) که بـعـد از شـهـادت امـام حـسـن (ع) سـيـّد خـانـدان و کـفـيـل و سـرپـرسـت اهـل بـيـت امـام حـسـن (ع) هـم بود، فاطمه را به عقد فرزندش امام سجاد درآورد و دخترش فاطمه حـورالعـيـن را نـيـز بـه عـقـد بـرادر زاده اش حسن فرزند امام حسن درآورد. امام باقر ثمره ازدواج اول و «عبدالله محض» نيز ثمره ازدواج دوم بود.

ام عبدالله از بانوان فاضل، با عفت ومعظم اهل بيت (عليهم السلام) بود. امام صادق (عليه السلام) درحق او مى فرمايد:

«جـده ام صـديقه اى بود که درميان اولاد امام حسن مجتبى (عليه السلام) هيچ زنى به پايه او نمى رسيد

                         

عـظـمـت شـأن ايـن بـانـو بـه حـدى بـود کـه کـرامـات عـجـيـبـى از او ظـاهـر شـد. امـام بـاقـر نقل مى کند:

«روزى مـادرم کـنـار ديـوارى نـشـسته بود که ناگاه ديوار شکاف برداشت و صداى ريزش و از جاکنده شدن سختى شنيديم. مادرم با اشاره دست گفت: نه، قسم به حق پيامبر که خدا به تو اجـازه فـرو ريـخـتـن نـداده اسـت. پـس ديـوار درهـوا مـعـلق مـانـد تـا مادرم از آنجا گذشت و پدرم صددينار از جانب او صدقه داد

امـام بـاقر (عليه السلام) درآغوش پر مهر پدرى چون امام سجاد (ع) پرورش يافت و از مادرى اين چنين شير خورد و کمال يافت و به فضايل اخلاقى آراسته شد و اسوه پويندگان راه حق گشت.

کنيه و القاب امام

امـام پـنـجـم، نـامـش مـحـمـد و کـنـيـه اش ابـوجـعفر و به چند لقب معروف بود که مـشهورترين آنها لقب (باقر) و (باقرالعلوم ) مى‌باشد. پيامبر اسلام (صلى الله عليه وآله) آن بـزرگوار را بدين لقب خواند يا به تعبير دقيقتر خداوند او را در تورات با اين لقب معرفى فـرمـود. او را بدين لقب خواندند چون علم را شکافت و در گستره پهناور آن وارد شد.

آن امـام بـزرگـوار را بـه خـاطـر شـبـاهـت بـسـيـار بـه رسول خدا، (شبيه ) هم مى خواندند.

ديگر القاب امام باقر(ع ) عبارت بود از: امين، شاکر، هادى، صابر و شاهد.

 

نقش خاتم امام

از آنـجـا کـه هـمـگـى امامان (عليهم السلام) در شرايط خفقانى باشدت و ضعف زندگى مى کردند وراهـهـاى اظـهـار نـظـر صـريح براى آنان مهيا نبود، روشهاى گوناگونى براى اظهار نظر و بيان عقايد ومعارف ومنويات خويش پيش مى گرفتند. يکى از اين روشها، به دست کردن انگشتر و حـک عـباراتى خاص بر آن بود. هر کدام از امامان به اقتضاى شرايط و حوادث دوران زندگى يـک يـا چـنـد انگشتر داشت وگاهى نيز ازانگشتر امامان قبلى استفاده مى کرد. عباراتى هم که بر نگين انگشترها حک مى شد بيانگر موضعى سياسى، مفهومى اعتقادى يا شاخصه اى اخلاقى بود که بيان و ثبت آن حداقل درهمين سطح لازم بود. اين مطلب از نوع و تفاوت نقش خاتم امامان عليهم السلام کاملا آشکار مى گردد. به عنوان مثال نقش خاتم امام حسين عليه السلام اين جمله بود: «ان الله بالغ امره» خداوند امر واراده خود را به انجام مى رساند.

                         

امـام بـا ايـن شـعـار اين مطلب را اعلام مى کند که گرچه حکومت ظالمانه اموى زمينه هاى سلطه را بـه طور کامل فراهم کرده وگرچه دستهاى يارى مسلمانان از او دريغ مى شود واو را در غربت و تـنـهـايى وامى گذارند ولى او به وظيفه خود قيام مى کند و مى داند که خداوند اراده خود را هر چه باشد ـ محقق مى گرداند و تا خداوند با او و او در طريق رضاى خداوند است از هيچ چيز باک ندارد.

واما بعد از امام حسين (ع) نوبت به امام سجاد(ع) مى رسد و ايشان بر انگشتر خود حک مى کند:

«خَزِىَ وَ شَقِىَ قاتِلُ الْحُسَينِ بْنِ عَلِي»

«قاتل حسين بن على (ع) خوار و بدبخت شد»

و بـا ايـن روش بـر زنـده نـگـه داشـتـن يـاد حماسه عاشورا و ايجاد نفرت نسبت به ظالمان به خاندان پيامبر اقدام مى کند.

 

امـــام بـــاقـــر (عـليـه السـلام) نـيـز ايـن روش اعلام راءى، نظر، مبارزه وتبليغ را ادامه داد و با تـوجـهبـه شـرايـط مختلف دوران امامت خويش انگشترهايى با عبارات متفاوت داشت. گاهى بـراى يـادآورى ياد امام حسين وتاکيد براستمرار مبارزه‌اى که آن بزرگوار با ظالمان در پيش ‍ گرفت و تاکيد بـر نـقـش هـدايـتـگرانه امام حسين (عليه السلام)، خاتم جدش امام حسين (عـليـه السـلام) را در دسـت مـىکـــرد و بـراى ايـنـکـه عـزت و اقتدار بنى اميه را پوشالى وتـهـى مـعـرفـى کند همانند عمويش امامحـسـن (ع )، بر انگشترى خود حک کرده بود: «اَلْعِزَّةُ لِلّهِ هـمـه عـزت از آن خـداسـت» و يـا «اَلْعـِزَّةُ لِلّهِجـَمـيـعاً» و در انگشترى ديگر حک کرده بود: «اَلْقُوَّةُ لِلّهِ جَميعاً»

    

پسلام خاص پيامبر(ص)

از ويـژگـيـهـاى امـام بـاقـر (عـليـه السـلام)، ايـن اسـت کـه رسـول خـدا صـلى الله عليه وآله، توسط جابربن عبدالله انصارى به وى سلام رساند. امام صادق عليه السلام مى فرمايد:

«اِنَّ لاَِبـى مـَنـاقـِبَ ماهِىَ لاِ بائى اِنَّ رَسُولَ اللّهِ قالَ لِجابِرٍ اِنَّک تُدْرِک مُحَمَّدَ بْنَ عَلِىٍّ فَاقْرَاءْهُ مِنِّى السَّلامُ»

پـدرم مـنـاقـبـى دارد کـه بـراى اجـدادم، آن مـنـاقـب نـبـوده اسـت، (ازجـمـله ايـن کـه) رسـول خـدا (صلى الله عليه وآله) به جابر فرمود: همانا تو محمدبن على را درک مى کنى، پس سلام مرا به او برسان .






منبع این مقاله : پرتال آموزش پارسی زبانان
http://www.persian-learn.com

آدرس این مطلب :
http://www.persian-learn.com/modules.php?name=News&file=article&sid=440